۹ اسفند ۱۴۰۲ باید برم تهران برای شیمی درمانی ، هفته پیش تب ولرز گرفتم ، شب ها لرزم میکرد و خیس عرق میشدم طوری که باید صبح لباس ها رو عوض میکردم خیس خیس بود ، چند روز ی هم خلط خونی داشتم ، اما خدا رو شکر قطع شد و خوب شدم ، همش فکر میکنم دوباره عود کرده ، آخه عرق شبانه یکی از علائم اون بود ، خدایا دیگه برنگرده که طاقت ندارم ، خدایا اگه قراره برگرده خواهشن تمامش کن بزار راحت بشم ، طاقت شیمی درمانی اولی رو ندارم ، یادم که میفته گریم میگیره ، چقدر سختی کشیدم ، خدایا ببخش منو و منو راحتم کن ،
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند ۱۴۰۲ساعت ۱۲:۴ ب.ظ  توسط مدیروبلاگ
|
برچسب:
نویسنده: کسری میرزایی
تاريخ: سه
شنبه
22 اسفند
1402 ساعت: 7:57